مرتضى مطهرى

110

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بعضى كميات ، كميات متصلند مثل خط . حال ، خط را كه ما مىگوييم قسمت پذير است به معنى اين است كه خط در واقع مجموع امور قسمت ناپذير است به نام نقاط كه در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند ؟ يا نه ، خط يك واقعيت ممتد كشش‌دار است ، در واقعيتش الآن انقسام نيست ، امّا قسمت پذير است ، يعنى از نظر ذهن مىشود آن را به اقسامى قسمت كرد نه اينكه الآن داراى اقسامى و اجزائى هست ؟ مىدانيم كه يك نظريه در اين مورد بوده است كه شىء الآن بالفعل منقسم است ، كه نظريهء جزء لا يتجزاى كلامى ( و نه جزء لا يتجزاى ذيمقراطيسى ) « 1 » كه مىگويد هر كميتى عبارت است از يك سلسله اجزاء قسمت ناپذير ، يك چنين نظريه‌اى است . و گفتيم نقطهء مقابل اين نظريهء اين است كه : نه ، « شىء قابل انقسام است » يعنى در واقع مجموع منقسمات نيست ، واحدى است قابل انقسام . آن وقت سؤال به اين صورت مطرح است كه آيا اين واحد قابل انقسام ، قابليتش براى انقسام نامتناهى است يا متناهى ؟ يعنى آيا تا يك حد معين قابل انقسام است كه اگر از آن حد بگذريم ديگر قابل انقسام نيست يا اينكه نه ، هر چه كه برويم جلو و هر جزء را به دو جزء كوچكتر تقسيم كنيم باز آن جزء قابليت انقسام دارد و اگر فرضا آن جزء را هم باز تقسيم كنيم به دو قسم ، باز قابليت انقسام دارد و در جايى متوقف نمىشود ؟ تازه اگر ما قائل شديم كه اين قابليت انقسام بىحد است و در جايى متوقف نمىشود آن وقت سؤال به اين صورت مطرح مىشود كه اين چه نوع قابليت انقسامى است ؟ آيا صرفا قابليت انقسام ذهنى اينجور است ، يعنى اين شىء به نحوى است كه هر چه ذهن آن را تصور كند و به دو قسم منقسم كند باز هر جزئش براى ذهن قابل انقسام به دو قسم است ؟ يا قابليت انقسام عينى هم همين طور است ؟ يعنى اگر شىء را در خارج به دو جزء تقسيم كنيم و باز هر جزء را به دو جزء ديگر تقسيم كنيم و تقسيمات را به همين نحو ادامه دهيم آيا مىرسيم به جزئى كه ديگر آن جزء امتناع داشته باشد از انقسام يا نمىرسيم ؟ پس بحث يك وقت روى انقسامات

--> ( 1 ) . اساسا معلوم نيست كه آيا نظريهء جزء لا يتجزاى كلامى در يونان بوده است يا نبوده است و آيا در هند بوده است يا نبوده است ؛ يعنى به طور قطعى نمىتوان در اين باره اظهار نظر كرد .